
ببخشایید مرا!از دروغین آشنایان خنجر از بیگانه خوردم یادگارانم ببخشایید مراسالها من داد خود را باخته ام با این گزاره دادیارانم ببخشایید مرا.خویشتن را خسته دیدم بسکه دل بشکسته دیدم چشم و دل چون بسته دیدم ناگهانریشه ای را ناشناخته جوی آب پایش کشیدم باغدارانم ببخشایید مرا.فکر میکردم درختم ریشه ها دارد وباغم بار هستی را به بارش آورد.دیر فهمیدم که درسینه نهالی تلخ رویاندم هزارانم ببخشایید مرا .با همه کارآزمایی در گذرگاه زمانه با فراهنگ نخستین در جهانشد سرانجامش تن دادن به پیمانی دروغین رهسپارانم ببخ...
ادامه مطلب
ببخشایید مرا!از دروغین آشنایان خنجر از بیگانه خوردم یادگارانم ببخشایید مراسالها من داد خود را باخته ام با این گزاره دادیارانم ببخشایید مرا.خویشتن را خسته دیدم بسکه دل بشکسته دیدم چشم و دل چون بسته دیدم ناگهانریشه ای را ناشناخته جوی آب پایش کشیدم باغدارانم ببخشایید مرا.فکر میکردم درختم ریشه ها دارد وباغم بار هستی را به بارش آورد.دیر فهمیدم که درسینه نهالی تلخ رویاندم هزارانم ببخشایید مرا .با همه کارآزمایی در گذرگاه زمانه با فراهنگ نخستین در جهانشد سرانجامش تن دادن به پیمانی دروغین رهسپارانم ببخ...
ادامه مطلب