بختیاریها چه شد
زین کهن واهشته بر جا یادگاریها چه شد؟
همتباران ای دلیران مرز داریها چه شد؟
کو سپهداران خاندانی که داشتند افتخار؟
در سخنها ، پیل تنها ، سردیاریها چه شد؟
مرد میدانها کجایند ؟، کو شجاعان دلیر؟
جان نثاران وطن چابک سواریها چه شد؟
دست یاری بانگ و هیجاری نمیبینم کنون
دادیارانم کجایند و هیاریها چه شد.؟
آنکه پیش از نان خوردن دیگران را سیر کرد
گشت ناپیدا کجا رفت ؟ سفره داریها چه شد؟
غیرت و مردانگی گم گشته در افسانه ها
ای دریغ هنگامه ای افتاد یاریها چه شد؟
آنکه روزی غیرتش آززده حالی را گریست
گو فزون شد خشم غمها غمگساریها چه شد؟
ای زمامداران پیشتاز و جلوداران ایل!
هسته مشروطه خواهان ! همقطاریها چه شد؟
نیم نگاهی افکنید در گوشه های این مهن
آتشی افروخته شد دل بیقراریها چه شد؟
آنکه میسوزد در این آتش نادانی و گول
جان توست ای خفته ! گاه هوشیاری ها چه شد؟
بانگ او برخاست و امدادی ز تو میخواهدش
یاوری ، مردانگیها ، دادیاری ها چه شد؟
آتوسا یوتاب و زربانو ،فرخ رو آرتمیس،
بار دیگر زنده گشتند دلسپاریها چه شد؟
آذرآناهید و شیرین ،گردیه ،گردآفرین
زاده اند در روح مهسا جان نثاریها چه شد؟
گو فرانک ها فریدون ها بزایند در مهن!
کاوه اکنون بانوانند اسب و گاریها چه شد؟
مریم ها و پرین ها وارد میدان شدن
کوس و کرنا ها کجا؟ رقص سواریها چه شد ؟
رعد و برق آمد و طوفان خانه را سیلاب برد.
خفتگان!فرجام این خواب و خماریها چه شد ؟
خیز زجای مانند دوران جوانی ای جلال
پایداری در قبال خفت و خواریها چه شد ؟
تار مو خون شد و دخت میهنم غلطان به خون
بانگ هیجار های های بختیاریها چه شد
جلال اسفندیاری غریبوند
۱۴۰۱/۷/۱۶
ما را در سایت شيهه ي آفاق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 81